صفحه اول  اخبار اندیشه آخرین استفتائات آثار فقهی مرجع استخاره تماس با ما درباره ما
مرجع ما پایگاه اطلاع رسانی مراجع شیعه http://marjaema.com
مطالب مهم
تبلیغات
اخبار
اوقات شرعی
اخبار حوزه و دانشگاه
» تأکید نماینده مجلس بر اجرای قوانین حوزه زنان
» گزارش تصویری از مراسم عزاداری و سوگواری شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
» پیکر آیت الله موسوی اردبیلی در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد
» بیانیه حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پی حکم اخیر شیخ الازهر: کشتار غیر مسلمین در هر کجای دنیا شدیداً محکوم است
صفحه اول  >> اندیشه >>
مرجع ما | گزارشی از تحقيق و تصحيح کتاب «جامع الشتات» توسط مؤسّسه فقه الثقلين اثر فقيه محقّق و اصولی مدقّق ميرزا ابوالقاسم قمي(قدّس سرّه)
بازدید این صفحه: 779          تاریخ انتشار: 1399/12/9 ساعت: 06:40:14
گزارشی از تحقيق و تصحيح کتاب «جامع الشتات» توسط مؤسّسه فقه الثقلين اثر فقيه محقّق و اصولی مدقّق ميرزا ابوالقاسم قمي(قدّس سرّه)

اين مراسم، آئين رونمايی از کتاب گران سنگ «جامع الشتات» است. اگرچه معرفی اين کتاب و بزرگداشتِ مؤلّف آن در چنين روزِ فرخنده، مايه فرح و شادمانی است ليکن جای خالی مرجع عالی مقام و فقيه نوانديش حضرت آيت الله العظمي صانعي(قدّس سرّه) در اين رونمايی بسيار غم انگيز است.

موضوع: اندیشه

گزارشی از تحقيق و تصحيح کتاب «جامع الشتات»

توسط مؤسّسه فقه الثقلين اثر فقيه محقّق و اصولی مدقّق ميرزا ابوالقاسم قمي(قدّس سرّه)

ميلاد مسعود و فرخنده امام شيعيان، مولای متّقيان، امير مؤمنان؛ حضرت امام علی(عليه الصلاة والسلام) بر امام عصر حضرت بقيّـة الله الأعظم(ارواحنا فداه) و همه دوستداران و ارادتمندان آن امام و شما مخاطبانِ شبکه اجتماعیِ اين مراسم، مبارک باد.

اين مراسم، آئين رونمايی از کتاب گران سنگ «جامع الشتات» است. اگرچه معرفی اين کتاب و بزرگداشتِ مؤلّف آن در چنين روزِ فرخنده، مايه فرح و شادمانی است ليکن جای خالی مرجع عالی مقام و فقيه نوانديش حضرت آيت الله العظمي صانعي(قدّس سرّه) در اين رونمايی بسيار غم انگيز است. ايشان که خود بانیِ احيای اين کتاب بودند و برای انتشار آن بی صبری داشتند، فقدانشان در چنين روزی، سخت و اندوه ناک است؛ امّا حضور فرزند گرامی ايشان جناب حجت الإسلام والمسلمين آقای فخرالدين صانعی به عنوان ادامه دهنده راه و مشی و منشِ فکری و فقهی معظم له، دلگرمی و اميد را می افزايد و باعثِ تسلّای خاطر مقلّدان و ارادتمند آن فقيه برجسته و پُرمايه، خواهد بود.

جامع الشتات اثري فاخر و منحصر به فرد در فقه و احکام دينی و شرعی است که از ابتداي کتاب الطهارة آغاز و تا انتهاي کتاب الديات، پايان می پذيرد. در اين کتاب، احکام و مسائل فقهی با سبک و سياقی متفاوت و در قالب استفتائات مردمی، ارائه شده و با برخورداری از ويژگیِ استدلال و استنباط، برتری و ماندگاری خود را در بين مجامع فقهی و رساله های عملی، حفظ نموده است.

اين کتاب از سويی، به لحاظ تنوّع و تکثّر مسايل و فروعاتِ فقهی، گستره بسياری دارد و از سوي ديگر، کاربردي بودن مطالب و مسايل آن، جايگاه ويژه ا ي را در محافل علمي، فقهي و حقوقي به خود اختصاص داده است. حجم انبوهی از سؤالات در زمينه مسايل دينی و اعتقادي، فقهي از طهارت تا ديات، اجتماعي، حديثی، رجالی، تفسيری و... با دارا بودنِ فروعاتِ کثير و استدلالاتِ قوی در بسياری از آنها، اين کتاب را در رتبه منابع و مصادر اوليّـه کتب شيعی قرار داده است. به قول علّامه خوانساری؛ صاحب روضات الجنّات:

«انصافاً کتاب «جامع الشتات» از بهترين کتاب هايی است که در پاسخگويی به مسايل فقهی و غير فقهی نوشته شده و حقيقتاً مفيد ترين کتاب نسبت به عموم مردم و اهل فن است».

جامع الشتات علاوه بر دارا بودنِ مباحث و مسايل مختلفِ فقهی و غير فقهی که آن هم با قلمی توانمند، نگاشته شده است، از فرهنگ، آداب و رسوم مردمان جامعه آن روزِ ايران حکايت ها، کُدها و سرنخ هایِ با ارزشی را در خود جای داده که برای پژوهشگرانِ تاريخ و فرهنگ، و جويندگانِ چگونگیِ زندگیِ مردمانِ آن زمانه، بسيار مفيد و قابل اعتماد و استناد است.

اگرچه اين کتاب استفتائات مردمی بوده است ليکن تحقيق، دقّت و ژرف نگري صاحب اثر و استدلالات مُتقن ايشان در بسياري از جواب ها به گونه اي است که از حدود و ثغور يک پاسخ عادی و عمومي خارج و اوجِ عظمتِ علمي و فقهيِ فقيه پُر آوازه شيعه؛ محقّق قمي (رضوان الله تعالی عليه) را به خوبي در فقاهت ثابت مي‏کند. گويا ميرزا در هر مسأله اي به أدني مناسبت و با يک جرقه به دنبال بهانه اي براي ورود به دقّت هاي علمي و استنباطي مسايل و موضوعات است تا زواياي پنهان و شقوقِ گوناگونِ آن را بشکافد و يا به چالش بکشد و رأي خود را در آنها به کرسي بحث و نظر قرار دهد. در اين ميان تسلّط و احاطه ميرزا بر متون و آراي فقها، به خوبی مشهود است.

تتبّع در آراي فقهاي سلف و نقد و بررسي آنها با متدها و شيوهای مرسوم، از هر جهت در تأليف اين اثر گران سنگ به چشم مي خورد. اي بسا عرضه و انتشارِ اين اثر، بزرگداشتي به جايگاه شامخ علميِ فقيهِ سترگ حضرت آيت الله العظمي ميرزا ابوالقاسم قمي (قدّس الله نفسه الزکيّـه و نـوّر الله مضجعه) باشد. به آن اميد.

آيت الله صانعی در مسائل و موضوعات زيادی، انديشه فقهی خود را به معرض اهل فن، قرار داده است. وی با اينکه هزينه بسياری برای طرح و تبيين اين مسائل متحمّل شده است، مکتبِ اجتهادی قم را که «خردگرايی» از مشخّصه های اصلی اين مکتب شمرده می شود، نهادينه و در سطح و وسعت، گسترش بسياری داده است.اگر بخواهيم دقايق و ظرافت هایِ فقاهت و اجتهاد را در کتاب جامع الشتات ترسيم کنيم، استناد به سخنِ علّامه معلّم حبيب آبادی در مکارم الآثار بهترين گواه است که می فرمايد: «بحری موّاج از لآلی آبدار... و مملوّ از تحقيقاتِ لطيفه و مطالبِ شريفه» است.

و چه زيبا حقّ مطلب را صاحب روضات ادا کرده است. وی شناخت شخصيتِ علمی، فقهی و معرفتی محقّق قمی را با مطالعه و غورکردن در اين اثر وابسته می داند و می گويد:

«در حقيقت اگر کسی بخواهد قدرتِ فقاهت و اجتهادِ محقّق قمی و زيبايی سليقه اش و قوّت خيره کننده اش و بلندای طبع و شيوه اش، با آن انگيزه و نيّت خالص و به ويژه داشتن گوش شنوا نسبت به خواسته ها و سؤالات مردم را دريابد، پس بايد جای جای اين کتاب را مطالعه کند. و ملاحظه کند محورها و تمام اطراف سؤال با جواب را تا پس از آن، آب را از سراب تشخيص دهد و فرق بگذارد بين سطح و عمق و بين مرواريد و حُباب و قوّت و قدرت الهی و معنوی را به نيکوترين شکل ممکن از او تحصيل کند».

از ويژگی های برجسته اين کتاب، صبوری و سعه صدر مؤلّف آن در پاسخگويي به سؤالاتِ گوناگون با رتبه های علمی و نگارشیِ متفاوت است. اين خصيصه دليل روشنی بر جامعيّت و جايگاه معرفتی ميرزای قمی در برابر انتظارات، خواسته ها و نيازهای مردمی و برتری اثرِ فخيم اوست. ميرزا با حوصله و خضوع فراوان جواب سؤالات را، آن هم در بسياری از مواقع با تحقيق و شيوه استدلالی همراه می نمايد.

تنها، نگاهی کلّی به اين کتاب، اين حقيقت را به خوبی روشن می سازد که ميرزا، گوی سبقت را در پاسخگويی به سؤالات با عيار بالایِ صبر و حوصله از همگان ربوده و با اينکه در برخی مواقع، پرسش ها متناقض و حتّی بی ربط بوده اند؛ امّا ميرزا با تحمّل و متانت بسيار به آنها پاسخ داده و سؤال کننده را بدون جواب رها نمی کند.

در دنياي امروز نيز اگر اين الگو، روش و راهبرد علمی در حوزه های مختلف فکری و مطالعاتی پياده شود، بهترين راهکار براي متولّيان فرهنگ و بزرگان علم و دانش خواهد بود، كه خداوند مي فرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَـيِّـنَاتِ».

در اين مقال، در ميانِ توصيفاتی که پيرامون ابعادِ علمی و شخصيّتی ميرزای قمی در کتاب ها نگارش يافته، تنها به توصيفِ آقا ميرزا سيّد محمّد باقر خوانساری در کتاب روضات الجنّات بسنده می نماييم که می نويسد:

«ميرزا ابوالقاسم، مشهور به «فاضل قمی» محقّقی بی مانند در اصول و فنون عربي و ژرف انديشی دقيق در مسايل نظري بود که از طرف خداوند متعال از آغاز کار تا پايان زندگی از همه الطاف و نعمت ها برخوردار گرديده و هميشه درهای فيض به روی او باز بود، به گونه ای که موجبات رياست اماميّـه به بهترين شکل و به نيکوترين کيفيّت برای او مهيّا شده بود. ... باری، مقام ميرزا بالاتر از آن است که در حدّ بيان و تقرير درآيد و يا بتوان به کمک قلم و تحرير، منزلت او را نمايان ساخت. ميرزا دانشمندی پرهيزگار و جليل القدر و جامعی نبيل و نِحريری اصيل بود. در مراتب علوم، از همه مقدّم تر و بزرگوارتر بود، در فن ادبيّات ماهر و در خطابه و بيان، خطيبی بی نظير و سخن آرايی بی مانند بود. رويّه ای نيکو و سيرتی پسنديده داشت، در مقام عبادت بسيار فروتن بود و از خوف خدا بی نهايت می گريست، همواره در عبوديّت و بندگی بسان دردمندی می ناليد و ديدگان اشک آلودش حاکی از راز درونی او بودند. ميرزا عالمی شيرين سخن و نيکو محضر و خوش مَشرب و خوش خط بود».

بدون ترديد، ميرزا از منظر سؤالات و سائلين «جامع الشتات»، فقيهی پاسخگو، متکلّمی زبر دست، مرجعی عالي مقام، حاکمی دلسوز، قاضی ای عادل، عارفی واصل، مفسّری قابل، مدرّسی توانمند، کانونی مطمئن، ياوری رفيق و صميمی و... محسوب می شود.بدون ترديد، ميرزا از منظر سؤالات و سائلين «جامع الشتات»، فقيهی پاسخگو، متکلّمی زبر دست، مرجعی عالي مقام، حاکمی دلسوز، قاضی ای عادل، عارفی واصل، مفسّری قابل، مدرّسی توانمند، کانونی مطمئن، ياوری رفيق و صميمی و... محسوب می شود.

در اين مقال مغتنم است سخنی هم نسبت به جايگاه قم در زمان ميرزا و هنگام حضورش در اين شهر به ميان آيد تا زحمات و تلاش های آن فقيه برای به ثمر نشستن نهالِ فقاهت در ايّام کنونی اين شهر، به خوبی روشن گردد. شهر قم و مدرسه دينی آن در دوره های گوناگون، فراز و فرودهای زيادی را پشت سر گذاشته است. در سده دوّم، سوّم و چهارم هجری «مکتب حديثی» در اين شهر پايه ريزی گرديد. اين مکتب در زمينه تفسير و علوم قرآن، فقه، کلام، سيره، رجال، تاريخ و... آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشت.

با ظهور «مکتب عقل گرايی» در بغداد و مهاجرت ثقة الاسلام کلينی به قم، مکتب حديثی قم جای خود را به مکتب عقل گرايی داد و زمينه را برای رشد مکتب اجتهادی در اين شهر فراهم نمود؛ ولی با گذشت زمان، اين مکتب هم در قم، رفته رفته به سکون و خاموشی گراييد.

در زمانِ ورود ميرزا، اين شهر رونقِ چندانیِ نداشت؛ بلکه روزگار عُسرت و فترت را سپری می کرد. ديگر از همهمه درس و بحث و دورانِ مهد فقها و محدّثين، خبری نبود.

با ورود ميرزا به قم، حوزه علميّـه عتيق با حوزه علميّـه عصر جديد پيوند خورد و مرجعيّت علمی و دينیِ قم مجدّاً احيا گرديد. به مرور ايّـام و از برکت وجود حضرت معصومه(سلام الله عليها)، در مدّت زمانی اندک، اين شهر رونق اوليّـه خود را بازيافت و در شمار مراکز علمی بزرگ تشيّع درآمد و مجمع فقها، فضلا و دانشمندان گرديد. به واقع بايد ميرزا را زمينه ساز تجديد حوزه فقاهت قم و آمدن حاج شيخ عبدالكريم حائری، مؤسّس حوزه علميّـه جديد، پس از دوره های آغازين اسلام، دانست.

اگرچه شيخ محمّد حرزالدين در معارف الرجال و برخی ديگر از تراجم نويسان، کتاب قوانين را طليعه ای برای مؤلّفين کتب اصولی بعد از ميرزا می دانند و می نويسند: «اگر کتاب «قوانين الأصول» توسط ميرزا نوشته نمی شد، بعضی از معاصرين قادر به تأليف در علم اصول نبودند»، ولی افکار بديع محقّق قمی، تنها در اصول خلاصه نمی شود، بلکه وی در فقه نيز انديشه های متمايز و قابل تأمّل دارد که تأثير آن آراي فقهی، پس از بيش از يک قرن از حيات او، بنياد مکتب اجتهادیِ قم را رقم زده است.

به عنوان نمونه محقّق قمی در مسأله معاقب نبودن غير مسلمان در زندگیِ پس از مرگ و تقسيم کافر به کافر مقصّر و کافر قاصر، ديدگاه جديدی را ارائه می کند که اين رأی در بين فقهای گذشته سابقه نداشته و ميرزا با تأثير از مکتبِ اجتهادیِ استادش آقا وحيد بهبهانی، آنرا مطرح می سازد. وی می نويسد: «جاهل غافل، بيشبهه معذور است، و فرض جهل و غفلت هم امر نادري نيست ... . و بدان كه، بعد از آنكه تحصيل يقين ممكن نشد، اعتماد به ظنّ مي¬تواند بكند و باز آن شخص، مسلمان است؛ بلكه هرگاه در مرتبه شكّ باقي بماند هم حكمِ به كفر مشكل است، يعني كفر ظاهري، وگرنه حكم به كفر قيامتي، به معني معذّب بودن، پس آن به هيچ وجه دليلي بر آن قائم نيست؛ بلكه دليل بر خلاف آن قائم است كه آن، قبح تكليف ما لايطاق است، و لزوم ظلم بر خدا».

سپس محقّق قمی با نقل صحيحه عبدالله بن سنان از امام صادق(عليه السلام) در كفر شاك، اين روايت را محمول بر مقصّر دانسته و روايت مفضّل را هم شاهدِ بر حملش دانسته و می گويد: «حكم به كفر از راه تقصير است». يعني حکمِ به كفرِ فرد، زمانی است كه با شكّ، جحود و انكار همراه باشد، نه اينکه غفلت و عدم اطلاعِ غير مسلمانان را کفر بدانيم و از اين طريق آنها را علاوه بر مستوجب عقاب دانستن، از احکام حقوقی، شرعی و طبيعی هم محروم نماييم. لذا عملشان نه ظالمانه است و نه خداوند عادل و حکيم آنان را مجازات خواهد کرد.

تقارن فکریِ آيت الله العظمی صانعی(قدّس سرّه) با محقّق قمی در اين مسأله و مسأله ای چون تأمّل و توقّف اجرای حدود در زمان غيبت، نشان دهنده پيموده شدنِ مسير درستِ اجتهاد علمای سلف(رضوان الله تعالی عليهم) و گسترش و پويايی ّبيشتر و جاودانگی و ظرفيّت مديريتی آن در اجتماع انسانی است. آيت الله صانعی با توسعه در استدلال و روش هایِ اجتهادیِ نو و با توجّه به مقتضِات زمان و مکان، مسأله احکام کفّار و غير مسلمانان را حل نموده و با بحثی مبسوط در کتاب الإرث خود، ضمن استناد به قرآن و روايات، همچون محقّق قمی، کافر را به قاصر و مقصّر تقسيم نموده و عنوان کفر را تنها بر کافری که از روی دشمنی و لجباجت بر کفرش باقی باشد و از ستيزه دست برندارد، صادق می داند. سپس می فرمايد: اين قسم از کفّار که در دنيا تعداد اندکی را شامل می شوند، احکام کفر بر آنان جريان دارد.

آيت الله صانعی در مسائل و موضوعات زيادی، انديشه فقهی خود را به معرض اهل فن، قرار داده است. وی با اينکه هزينه بسياری برای طرح و تبيين اين مسائل متحمّل شده است، مکتبِ اجتهادی قم را که «خردگرايی» از مشخّصه های اصلی اين مکتب شمرده می شود، نهادينه و در سطح و وسعت، گسترش بسياری داده است. وی با تکيه بر روشِ اجتهادیِ قم و تداوم و پايبندی به ضوابط و ملاکات اجتهاد سنّتی، فقه پويا را مبتنی بر روش های منحصر به فردش تجديد نمود. فقه آيت الله صانعی، فقه «جامعه گرا» با فرمول «قرآن مداری» پايه ريزی شده است. به واقع آيت الله صانعی «فقيه قرآن مدار» با عيار تعمّق، تعقّل و تدبّر در آيات و حاکميّت دادن به قواعد و اصول کلّی مستنبطه از آنست. ايشان با روش «قرآن گرايی» و نگرش بنيادی به آيات در استنباطات خويش، توسعه چشمگيری نيز در آيات الاحکام ايجاد نموده که ثمره آن گشوده شدنِ دروازه های نوين در موضوعاتی چون: حقوق بشر، روابطِ بينِ ملل و نحل، انسان و کرامت، صلح و محبّت، برادری و مساوات، داد و ستد و اقتصاد و موضوعات و فروعاتی از اين دست که همگی آنها برترين ضامن برای اداره حيات انسانی و جامعه بشری محسوب می شوند. بنابراين، روحِ حاکم بر انديشه فقهی آيت الله صانعی با تکيه بر اصول قرآنی، نگاهِ جهان شمولی و ظرفيّت و مرتبه بالای آن در مديريت جامعه بشری در تمام ادوار زندگيست.

ويژگی ديگرِ روشِ اجتهادی آيت الله صانعی، توجّه و تفسير بديع در دلالات و متنِ سنّت و روايات است. اين روشِ معظّم له آثار و نتايج متفاوتِ بسياری در فتاوا و نگاه های فقهی ايشان نسبت به فقهای ديگر به وجود آورده است. شايد از باب نمونه بتوان به بررسی و تحليل طوائف روايات ارث الزوجه ايشان، اشاره نمود که معظّم له اوج دراية الحديثی را در آن روزهای تدريسِ کتاب الإرث در مدرسه فيضيّه از خود به يادگار گذاشته اند. يا در توجيه و تفسيرِ روايتِ معروف ابان بن تغلب در موضوعِ ديه قطع انگشتان. مواردِ مورد اشاره تنها نمونه اندکی از دراية الحديثی آيت الله العظمی صانعی (قدّس سرّه) بوده است. اين مقال را بيش از اين مجال بسط نيست، لذا تفصيل آن را به موقعيّتی ديگر وا می گذاريم.

به هر تقدير، اهميّت و جايگاه اين کتاب و مؤلّف آن باعث گرديد تا مؤسّسه فقه الثقلين با خواست و عنايت مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي(قدّس سرّه) نسبت به تحقيق و تصحيح اين کتابِ قيّم، کار تحقيقاتي اين پروژه فخيم را آغاز نموده و در ادامه با بهره گيری از رهنمودهاي ارزنده و تشويق های ايشان، اين اثر را به شکل حاضر به انجام رسانده است. اگر چه امروز آن رحيلِ سفر کرده به ديار معبود در بين ما نيست تا شاهد انتشار اين کتابِ ماندگار باشد ليکن مع الأسف جای خالی اين مرجع والام مقام را ارج می نهيم و علوّ درجات را برای آن فقيه نوانديش مسئلت داريم.

تقارن فکریِ آيت الله العظمی صانعی(قدّس سرّه) با محقّق قمی در اين مسأله و مسأله ای چون تأمّل و توقّف اجرای حدود در زمان غيبت، نشان دهنده پيموده شدنِ مسير درستِ اجتهاد علمای سلف(رضوان الله تعالی عليهم) و گسترش و پويايی ّبيشتر و جاودانگی و ظرفيّت مديريتی آن در اجتماع انسانی است.از ابتدای فعاليّت مؤسّسه فقه الثقلين در ماه های آغازين سال 1383 شمسی، يکی از اهداف پيش بينی شده در افق برنامه های اين مؤسّسه، احيای تراث غنی فقهای ماضين (رضوان الله تعالی عليهم) بوده است.

مؤسّسه فقه الثقلين در حوزه احيای متون که به انتشار برخی تک نگاری ها و برخی معاجم فقهی نظير کتاب ارزشمند «مصابيح الأحکام» علّامه بحرالعلوم(قدّس سرّه) موفّق گرديده، کار تحقيق و تصحيح کتاب «جامع الشتات» را از يک دهه پيش در شعبه اش مستقر در دفتر حضرت آيت الله العظمي صانعي (قدّس سرّه) در اصفهان آغاز نموده و در ادامه، دفتر مرکزی اين مؤسّسه در قم، مسئوليت کنترل و نظارت نهايی بر اين پروژه تحقيقاتی را بر عهده گرفت.

سرانجام پس از يک دوره تلاش و سخت کوشی و همّت والای شخصيّت های مبرّز و گروهی از محقّقين و افاضل، اين دستاورد به شکل امروزی منتشر شده است. اين اثر، سند افتخاری برای حوزه علميّـه است که با نيّت خدمت به نهادهای علمی، فکری، حقوقی، دانشگاهی و... تقديم می گردد. باشد که مورد رضای الهی قرار گيرد.

مغتنم است تا در اين سرانجام از همه محقّقين و فضلای گرامی که از بدو اين پروژه تا ختم آن از هيچ تلاشی برای به ثمر رسيدن آن دريغ نکرده اند، کمال تقدير و سپاس را داشته باشيم و برای يکايک آنان سربلندی، سعادت و موفقيت در تمامی مسير زندگی را آرزو نماييم.

 

گزارشی از تحقيق و تصحيح کتاب جامع الشتات

کتاب جامع الشتات حاضر در 10 مجلّد تنظيم شده است که تمام محتوای آن با 14 نسخه خطی و حجری تصحيح، تقويم نص و همچنين تحقيقِ کامل شده است. امّا مجلّدات دهگانه کتاب:

جلد اوّل علاوه بر پيشگفتار، شامل دو باب است: باب اوّل: عقائد دينيّـه و باب دوّم: اجتهاد و تقليد است.

جلد دوّم شامل: كتاب الطهارة، كتاب الصلاة، كتاب الزكاة، كتاب الخمس، كتاب الصوم، كتاب الحجّ.

جلد سـوّم شامل: كتاب الجهاد، كتاب الأمر بالمعروف والنهي عن المنکر، كتاب التجارة.

جلد چهـارم شامل: كتاب الرهن، كتاب الحجر والتفليس، كتاب الدين، كتاب الضمان و توابعه، كتاب الصلح، كتاب الشركة.

جلد پنجـم شامل: كتاب القسمة، كتاب المضاربة، كتاب المزارعة والمساقاة، كتاب الوديعة، كتاب العارية، كتاب الإجارة، كتاب الوكالة.

جلد ششـم شامل: كتاب الوقف، كتاب العمري، كتاب الهبات، كتاب الوصايا.

جلد هفتـم شامل: كتاب النكاح.

جلد هشتـم شامل: كتاب الطلاق، كتاب الكفّارات، كتاب النذر والعهد واليمين والإيلاء، كتاب العتق، كتاب الإقرار، كتاب المطاعم والمشارب، كتاب الغصب، كتاب الشفعة، كتاب إحياء الموات.

جلد نهـم شامل: كتاب اللقطة، كتاب الميراث، رسالة في الميراث.

جلد دهـم شامل: كتاب القضاء والشهادات، رسالة في القضاء، کتاب الحدود والقصاص والديات.

 

رساله های جامع الشتات

كتاب جامع الشتاتِ اوّليه در سه بخش(مجلّد) تدوين شده بود. هر يک از اين سه بخش هم دارای مسايل متفرّقـه بود که آنها نيز به صورت سؤال و جواب در پايان هر بخش(مجلّد) قرار گرفته بود. مؤسّسه پس از بررسي آنها به اين نتيجه رسيد که اين سؤالات مربوط به مباحث اعتقادی، تفسيری، عرفانی و... است. لذا آنها را در پايان سؤالات عقايد دينيّـه و قبل از مباحث «اجتهاد و تقليد» در جلد اوّل، قرار داد و در ابتدای هر بخش مشخص کرده كه اين بخش جزء کدام بخش از مسايل متفرّقاتِ كتاب جامع الشتات است.

نسخه های چاپی و خطی جامع الشتات علاوه بر استفتائات عمومی، رساله هايی را هم در خود جای داده اند. اين رساله ها در نسخه اصل شامل: رسالة في الميراث، رسالة في القضاء، رسالة في بيع الفضولي، رسالة في الغناء، رسالة في الطلاق، رسالة في الطلاق بعوض عن الخلع، رسالة في الوقف، خطبة البيان، الردّ علی الصوفيـة، مکتوب ملّا علی کنی، می باشد.

امّا رسايلی که در بقيّـه نسخه ها آمده ـ اضافه بر رسايل نسخه اصل ـ بدين شرح است: رسالة في الأنفحة، رسالة في الرضاع، رسالة في الزكاة، شير بها، لاتقف ما ليس لك(رسالة في الشهادات)، رسالة في منجزات المريض، رسالة في الوقف 2، روايت امام رضا(عليه السلام)، تصرّف المالك، رسالة في حكم متاع البيت، رسالة في حکم امراة ادّعت خلوّها عن المانع و أرادت التزويج والنکاح.

رساله هايی که در نسخه های مختلف کتاب جامع الشتات به صورت پراکنده و بدون ضابطه گنجانده شده اند، غالباً فنی و با تحقيق و تتبّع دقيق و به صورت مستقلّ توسط ميرزا نگاشته شده اند. اين رساله ها جدا از سؤال و جواب های عمومی کتاب هستند. برخی از آنها در جوابِ سؤال اشخاص و برخی ديگر هم با درخواست گروهی و قسم سوّم هم، فرای از دو قسم قبلی، از تحقيقات علمی ميرزا محسوب می شوند. معمولاً اين رساله ها پيرامونِ يک موضوع يا يک مسأله فرعی و خاص نگاشته شده اند؛ امّا دو رساله از اين رسايل که به صورت مبسوط تأليف شده اند؛ يکی: «رسالة في الميراث» و ديگری: «رسالة في القضاء» است. هيأت تصحيح و تحقيق با مطالعه آنها و با توجّه به ماهيت آنها که تکميل کننده مباحثِ ابواب مورد اشاره بوده اند، به اين نتيجه رسيد که اين دو رساله در مجلّدات مربوطه جامع الشتات قرار گيرد و بقيّـه آن رسايل هم به صورت جداگانه در مجلّد مستقلّ نشر يابند. لذا با توجّه به اينکه رساله ميراث در بردارنده تمامی مباحث و مسايل مربوطه است در جلد نهم جامع الشتات، پس از کتاب الميراث قرار گرفت و رساله قضاء هم که دارای چنين ويژگی هايی بوده، در جلد دهم جامع الشتات و در کنار کتاب القضاء جای داده شد.

 

تدوين کتاب جامع الشتات

شيوه پاسخ گويي ميرزاي قمي(قدّس سرّه) به سؤالات، به دو صورت شخصي و عمومي بوده است؛ به اين نحو كه گاهي شخصي از طرف خود سؤالي را مطرح مي کرد كه با موضوعي خاص و غير مبتلا به و به تعبيری ديگر: موضوع شخصيّه محسوب می شد، و گاهي سؤال مربوط به خودِ شخص يا موضوعِ مربوط به يك شيء يا شخص معيّن نبوده، بلكه مورد ابتلاي زمان يا گروهي از افراد جامعه بوده است.

از بخش اوّل تنها موارد معدودي باقي مانده است؛ مانند: «مكاتبات مرحوم نراقي در مورد وقفيّت قريه موحان از قراي كزاز».

امّا در مورد بخش دوّم كه جنبه عمومي داشته است، محقّق قمي، هم جواب نامه شخص را مي نوشته و ارسال مي کرد و هم برخي را به صورت مجموعه تدوين می نمود.

اين مطلب حاكي از آن است كه ميرزاي قمي علاوه بر آنكه پاسخ شخص را داده، سؤال و جواب را هم در مجموعه اي مجزّا، تدوين می کرد.

شاهد ديگر اينكه ميرزاي قمي، كتاب ديگري به نام «سؤال و جواب» دارد كه مشهور به «جوابات الركنيّـة» است. اين كتاب مجموعه سؤالاتي است كه ملّا علي مازندراني معروف به «ركن» از ايشان سؤال نموده و محقّق قمي نيز پس از پاسخ در اختيار عموم قرار داده است؛ چرا كه ميرزاي قمي در برخي از پاسخهاي ديگر خود، به اين كتاب ارجاع داده است؛ به عنوان نمونه در انتهاي جواب سؤال ١٣9 كتاب التجارة مي نويسد: «اين مسأله در جواب مسايل، مذكور است».

بر اساس اين موارد و موارد مشابه فراوان ديگر به اين نتيجه ميرسيم كه خود محقّق قمي به جمعآوري مجموعه استفتائات اهتمام داشته است.

در مورد جامع الشتات نيز وضع به همين شكل است؛ چنانچه در جاي جاي كتاب به اين مطلب اشاره شده است؛ به عنوان نمونه در جواب سؤال ١20 تجارت مي نويسد: «كيفيّت تقاص و شرايط آن را در كتاب قضاي همين مجموعه بيان كرده ام». همچنين ارجاع در پاسخ سؤال ١٢4 تجارت آمده است: «و شايد در كتاب صلحِ همين مجموعه هم اشاره به بعضي مؤيّدات اين مطلب شده باشد».

امّا کلام حايز اهميّتي كه در مورد كتاب جامع الشتات مي توان عنوان کرد، اين است كه كتاب حاضر (کتاب چاپ شده رحلی) با كتابي كه توسط مرحوم محقّق قمي(قدّس سرّه) جمعآوري شده، تفاوتهايي دارد.

 

شيوه جمع آوري کتاب جامع الشتات

كتاب جامع  الشتات در سه جلد جمعآوري شده بود كه هر جلد آن بنا به سؤالات رسيده، شامل برخي از كتب فقهي و باب متفرّقات بوده و پس از اتمام هر جلد، كتاب در اختيار عموم قرار مي گرفت. و هرگاه سؤالات جديدي به دست ميرزا مي رسيد، مجدداً گردآوري و در مجموعه اي جديد تدوين و ارائه مي شد؛ چنانچه مرحوم ميرزا در پاسخ به سؤالی مي فرمايد: «در جلد دوّم جواب مسايل، تحقيق آن را مبسوط كرده‏ايم».

جلد اوّل كتاب جامع الشتات كتابهاي: «الضمان و توابعه»، «العهد واليمين والإيلاء» و«الشهادات» را نداشت؛ امّا تعداد سؤالات كتاب های «الصوم، الإجارة والشفعة» در اين جلد بيش از دو جلد ديگر بوده است.

جلد دوّم كتاب نيز كتابهاي: «الزكاة، الجهاد، العمري والحدود» را نداشت؛ ولی حجم سؤالات كتابهاي «الطهارة، الخمس، الرهن، الحجر والتفليس، الدين، الصلح، الشركة، القسمة، الوديعة، الوكالة، الوقف، الهبات، الوصيّـة، النكاح، الكفّارات، العتق، الإقرار، اللقطة، الغصب، إحياء الموات، الميراث والديات» در اين جلد بيش از دو جلد ديگر بوده است.

در جلد سوّم نيز كتب: «الزكاة، الوكالة، الوقف، العمري، الهبة، الكفّارات، العهد واليمين والإيلاء، العتق، الإقرار، الحدود» نيامده است و تعداد سؤالات كتابهاي «الصلاة، الخمس، الحجّ، الجهاد، التجارة، الضمان و توابعه، المضاربة، المزارعة والمساقاة، الوديعة، الطلاق، النذر، المطاعم والمشارب والقضاء» در اين جلد بيش از دو جلد ديگر بوده است.

محقّق قمي کتاب الحجّ در جلد سوّم را زماني جمعآوري نمود كه خود به سفر حجّ مشرّف شده بود؛ زيرا در ضمن پاسخ حجّ مي نويسد: «در كشتي نشسته ام».

همچنين ميرزاي قمي، كتاب الجهاد در جلد سوّم را در زمان جنگ قفقاز در شهر مقدّس قم جمعآوري نموده و اين امر باعث شده بود تا حجم سؤالات اين جلد در اين دو كتاب به ميزان قابل توجهي با دو جلد ديگر اختلاف داشته باشد.

 

جمع آوري پس از ميرزاي قمي (جامع الشتات فعلي)

پس از درگذشت محقّق قمي(قدّس سرّه)، كتاب جامع الشتات دست خوش تغييرات فراواني شد. نسخه ها نشان مي دهد كه استنساخهاي مختلف، سليقه اي بوده و هر كس به سليقه خود علاوه بر قسمتي كه از جامع الشتات در دسترس داشته، بخشي از رساله هاي مرحوم ميرزا را هم به آن مي افزوده است؛ به عنوان مثال نسخه استنساخ شده توسط محمّد بن محمّد حسن بروجني كه در تاريخ يازدهم ذي القعده 1220 هـ.ق نسخه برداري شده و هم اكنون نسخه اي از آن در كتابخانه مركز إحياء التراث الإسلامی موجود است، مشتمل بر جلد دوّم جامع الشتات است كه برخي از سؤالات دو جلد ديگر و تعدادي از رساله هاي مرحوم ميرزاست.

وی پس از وفات ميرزا (1231 هـ.ق) و حتّی در همان زمان حيات ايشان نيز مطالب و مسايلی را که ميرزا در طول يازده سال از گذشت استنساخ اوّليه اش (1220 هـ.ق) نگاشته و پاسخ داده بود، در قسمت های مختلف اين کتاب افزود. از آخرين تاريخ های نوشته شده در اين نسخه، تاريخ 1257 هـ.ق در صفحه آخر آن است. آن گونه که به نظر می رسد، جاگذاری اين مطالب هم به تشخيص خود مستنسخ و کمک برخی اهل فن صورت می گرفته است.

بنابراين، اين مسأله خود گوياي آن است كه پرسش و پاسخها علاوه بر اينكه به صورت مجموعه در بين عموم انتشار مي يافته، گاهي هم به صورت پراكنده و مستقلّ در اختيار اهلش قرار مي گرفت و هر مستنسخ، مطالبي را كه به دست مي آورده، جمعآوري و تدوين مي كرده است.

علاوه بر اين، كتاب «سؤال و جواب» مرحوم ميرزا مشهور به «جوابات الركنيّـة» نيز به صورت پراكنده در برخي از نسخه ها از جمله نسخه مذكور يافت مي شود.

يكي ديگر از مهم ترين كساني كه در گردآوري کتاب «جامع الشتات» نقشِ برجسته و مؤثّري داشته، مرحوم حسيني نوربخشي است كه اين كتاب را به شرح ذيل جمعآوري نموده است:

ابتدا سؤالات عقايد و اجتهاد و تقليد كتاب سؤال و جواب را به صورت مقدّمه اصول دين و اصول عقايد ذكر مي نمايد، سپس سؤالات هر سه جزء جامع الشتات را به دنبال هم مي آورد كه البتّه در برخي كتابها جاي اجزا جا بجا شده است؛ مثلاً جزء سوّم كتاب زكات بعد از جزء اوّل و دوّم كتاب خمس ذكر شده، سپس جزء سوّم كتاب خمس آمده است.

همچنين در ضمن اين گردآوري، رساله هايي را كه از ميرزا در دست داشته به كتاب جامع الشتات افزوده است؛ به عنوان نمونه رساله مرحوم ميرزا در باب طلاق، موسوم به «إنكار الزوجة طلاقها» را بعد از سؤالات جزء اوّل و رساله «وقوع الخلع بدون الكراهة» را در بين سؤالات جزء سوّم كتاب طلاق ذكر مينمايد.

در پايان نيز پس از ذكر كتاب ديات، ابتدا باب مسايل متفرّقات جلد اوّل را ذكر مي نمايد، سپس چند رساله از جمله «رسالة ملّا علي نوري» و «رساله فتحيّـه» را قرار مي دهد و پس از آن، مسايل متفرّقات جزء دوّم و سوّم را می آورد.

اين جمع آوري الگويی شد براي چاپ و استنساخهاي جديد. امّا ظاهراً از آنجا كه قسمت مقدّمه مربوط به كتاب جوابات الركنيّـه بوده است، لذا اين مقدّمه در چاپهاي سالهاي ١٢٧٧ استنساخ مهدي بن محمّد جعفر خوانساري، ١٣٠٣ استنساخ محمّدرضا ابن محمّد كاظم كركبودي، ١٣١٠ استنساخ مسيح بن علي اكبر حسيني سمناني و ١٣٢٤ استنساخ محمّد حسين بن ملّا محمّد خوانساري، نيامده است.

البتّه نسخه هاي فوق در محلّ قرار گرفتن برخي سؤالات و مطالب هم با يکديگر تفاوت دارند؛ به عنوان نمونه سؤال از غنا در نسخه كركبودي فقط در جزء سوّم متفرّقات آمده، امّا در سه نسخه ديگر، هم در بخش سوّم متفرّقات ذكر شده و هم در جزء سوّم كتاب تجارت آمده است.

 

زبان کتاب

جامع الشتات به زبان فارسی و عربی توأمان نگارش يافته است. بلکه بخش اعظم استفتائات، به زبان فارسی سؤال شده است. بديهی است که خصوصيّت زبان فارسی در پرسش های اين کتاب به جهت حضور ميرزا در ايران و فارسی زبانان بوده است؛ امّا ميرزا تنها به جواب های فارسی اکتفا نکرده؛ بلکه ايشان حتّی در جواب برخی سؤالات فارسی از همان ابتدا جواب را به عربی نگاشته است. در برخی جواب ها هم وقتی به قصد تدقيق و تفصيلِ مطلب باشد، نگارش ميرزا به زبان عربی دنبال می شود. گويا به مزاق ميرزا نوشتن مباحث علمی و فقهی به زبان عربی خوش تر است و البتّه اين اشتياق ميرزا کاملاً قابل درک است.؛ به جهت اينکه زبان فقه، زبان عربی است، پس به ناچار بايد به اصل خويش پايبند باشد.

به هرحال كسي كه نام جامع الشتات را بر اين اثر نهاده، نامي با مسمّا انتخاب كرده است؛ زيرا سؤالاتِ جمعآوري شده در اين كتاب درباره موضوعات متفاوت و گوناگون است.

در اين كتاب علاوه بر آنكه اكثر مسايل و موضوعاتِ فقهي به صورت مفصّل مورد سؤال و جواب قرار گرفته است، به مباحث علوم ديگر نيز پرداخته شده است؛ مباحثي چون عقايد، اصول فقه، عرفان و تصوّف، رجال، تاريخ، تراجم، تفسير قرآن و روايات، ادعيه، اخلاق، تجويد، ادبيات عرب و حتّي ادبيات فارسي.

البتّه برخی از مباحث عقايد و اجتهاد و تقليد كتاب حاضر مربوط به كتاب ديگری به نام «سؤال و جواب» است؛ امّا به هر حال در اين بخش، مسايل متفرّقـه زيادی وجود دارد که جزء كتاب جامع الشتات بوده و ميرزا به نحو مستند و مستدلّ آنها را بررسي و پاسخ مناسب به آنها داده است. آنچه در ادامه اين مجلّد و در بخش عقائد دينيّه آمده نمونه ای کامل از مدّعای فوق است.

کد خبر: 13991294687
1399/12/9

پر بازدید
1392/7/4: حقوق استاد و شاگرد در رساله حقوق امام سجاد(ع)
1392/3/23: اخلاق فردی، شخصیت اجتماعی و مقام عصمت حضرت عباس(س) از زبان آیت‌الله سیدرضی شیرازی
1392/11/13: گفتمان اعتدال و نواندیشی دینی / سید صادق حقیقت
1392/6/5: فرياد مظلوم، فریادی مشروع
1392/9/20: دولت و ابزارهای الزام به شریعت / محمد سروش محلاتی / شش بخش
آخرین مطالب
1400/1/25: تأملاتی در دعای سحر(۱)؛ دعایی متفاوت نوشتاری از استاد محمد سروش محلاتی
1399/8/28: یک سخنرانی منتشر نشده از استاد فقید دانشگاه تهران/ داود فیرحی: کشور ما نمی‌تواند از سیاست‌ورزی زنان صحبت کند
1399/7/30: آیت الله نورمفیدی: آیت الله صانعی مورد عنایت ویژه امام بود
1399/7/29: معصومه ابتکار: آیت الله صانعی صف شکن بود
1399/7/29: آیت الله دستغیب: آیت الله صانعی از جهت فقهی و اخلاقی پیرو سنت پیامبر(ص) و ائمه(ع) بود
بدون نظر

نام
پست الکترونیکی
وب سایت
متن